بسم الله الرحمن الرحیم
اجزای داخلی فهم قرآنکریم
نویسنده : عبدالبصیر صهیب صدیقی
تاریخ انتشار : 19.11.2025
دو بعد اساسی داخلی فهم قرآنکریم :
1 ـ تفسیر قرآنکریم با قرآنکریم
اساسیترین چیزی که در فهم یک متن بهخصوص اهمیت بالا را دارد این است که با در نظر داشت اجزای داخلی آن متن تفسیر برای تحقق فهم دقیق و قابل اعتبار صورت گیرد و این اجزای داخلی عبارتند از:
-
واژه شناسی .Philologie.
-
صرف و نحو ( گرامر )
-
ادبیات.
-
نحوه تکرار ( وضاحت اجمال در تفصیل) یعنی انتقال از حالت پوشیده گی به حالت آشکارگی یا انتقال از امر مخفی به امر مفتوح.
قرآن کریم به این الفاظ خود را می شناساند:
ٱللَّهُ نَزَّلَ أَحۡسَنَ ٱلۡحَدِيثِ كِتَـٰبً۬ا مُّتَشَـٰبِهً۬ا مَّثَانِىَ تَقۡشَعِرُّ مِنۡهُ جُلُودُ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّہُمۡ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمۡ وَقُلُوبُهُمۡ إِلَىٰ ذِكۡرِ ٱللَّهِۚ ذَٲلِكَ هُدَى ٱللَّهِ يَہۡدِى بِهِۦ مَن يَشَآءُۚ وَمَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُ ۥ مِنۡ هَادٍ (٢٣)
ترجمه : ( 23 ) خداوند بهترین سخن را نازل کرده است، کتابی که (آیاتش) متشابه (= همانند یکدیگر، و) مکرر است‘که از (شنیدن) آن پوستهای کسانی که از پروردگارشان می ترسند، به لرزه می افتد، آنگاه پوستهایشان و دلهایشان با یاد خدا نرم می شود (و آرام می گیرد) . این هدایت خداست که هر کس را بخواهد با آن هدایت می کند، و هر کس را که گمراه سازد، پس برای او هیچ هدایت کننده ای نخواهد بود.
قرآن کریم در رابطه با شناسائی خود وضاحت های صریح دارد و این صراحت را هم میتوان از واژۀ (تصریف ) فهم کرد.
فهم ( تصریف ) به معنی گردش دادن یعنی فهم اجمال و تفصیل (تکرار ) ، آرایش های ادبی متفاوت برای بیان حکمتهای قرآنکریم و آیات و نشانههای الله تبارک و تعالی ، یک امر واضح و آشکار است.
در یک نگاه دقیق بر قرآن کریم دریافته میشود و به فهم میرسد که تکرار در قرآن کریم یک امر واضح است یعنی اینکه یک موضوع در سورۀ های متعدد مبارک قرآنکریم تکرر دارد ، اما این تکرر یا تکرار اگر با تفکر عمیق بر آن فوکس یا ترکیز شود دریافته میشود که فحوا یا context or tenor با وجودیکه تکرار را تبارز میدهد یکسان نیست. یعنی اینکه ماقبل و مابعد یا سیاق و سباق از هم دیگر متفاوت و مختلف است.
و در این تکرر دریافته میشود که اجمال در کدام سیاق و سباق و فحوا است و در کدام مقام تفصیل با کدام لواحق و سیاق و سباق و فحوا و در چه گونه آرایش ادبی و یا امر اعتقادی ، اخلاقی و عینیت حقوقی.
یا اینکه این تکرار است که از یک پوشیدگی یک موضوع در یک کانتکست ادبی راه جانب آشکارگی می برد. به این مفهوم که یک موضوع از یک نگاه در مقامی پوشیده است و در یک مقام دیگر مفتوح و آشکار.
در یک جا و مقام رخ کلام واضح نیست و نا متعیین است و در جای دیگر در تکرار با یک تفصیل ابهام زدوده شده است و رخ کلام متعین شده است و شفاف و روشن شده است.
یک لفظ یا یک واژه در یک آیه مبارکه در ابهام یا پوشیدگی قرار دارد و در یک آیۀ مبارکۀ دیگر در یک تکرار ادبی کاملاً مفتوح شده است و از اختفاء بیرون آورده شده است.
برای اینکه قرآنکریم و تعلیمات وحیانی قرآنکریم کاملاً ذهن نشین شوند از این جهت است که با آرایش های ادبی متفاوت تکرار بیان شده است.
شواهد و نظایر قرآنکریم در فهم قرآنکریم رول اساسی خود را دارند.
معانی و حقایق را که قرآنکریم در طرح و برش ادبی خود که مختص به خود اش است بکار برده است حقیقتی آشکاری است که عرب جاهلیت را مات کرد.
2 ـ فهم قرآنکریم بر اساس سنت و احادیث رسول الله صلی الله علیه و سلم :
سنت مطهر رسول الله صلی الله علیه وسلم در فهم قرآنکریم در انواع و اقسام گوناگون اش در به فهم رسانیدن قرآنکریم نقش و رول عمده و اساسی را دارد و شایان ذکر و توجه است که این نقش اساسی به سنت مطهر رسول الله صلی الله علیه و سلم را خود قرآنکریم به عنوان وحی مخفی به رسمیت می شناسد.
اصطلاحات چون صلوه (نماز) ، صوم (روزه) ، زکوه ، حج که به عنوان تکالیف اعتقادی در قرآنکریم معرفی شدهاند در سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم تشریح و توضیح خود را دارند.
از جهت دیگر سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم بر اساس اهمیت که از قرانکریم اخذ میکند و به خود اختصاص داده است برعلاوۀ تشریح وظیفۀ تشریعی نیز دارد و این به این مفهوم است که از طریق سنت برخی احکام عام ، خاص میشوند یعنی وظیفۀ تخصیص را سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم به عهده دارد و یا اینکه در برخی موارد یک حکم در قرآنکریم بر اساس سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم نسخ میشود یعنی اینکه سنت مطهر رسول الله صلی الله علیه وسلم وظیفۀ تنسیخ را در برخی موارد بر عهده دارد که این همان موردی است که نزد احناف خیلی برجسته است.
پس در یک نگاه متوسع این موارد لازمۀ فهم قرآنکریم هستند :
-
معانی لغات یا واژهها Philologie
-
صرف و نحو (Grammer, Sytax )
-
شواهد و نظایر.
-
رابطۀ زبان عربی ادبی از لحاظ ادبی با دیگر زبانها
-
سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم.
-
آثار صحابه رضوان الله تعالی علیهم اجمعین.
-
متون معتبر دینی ( صحایف وحیانی دیگر.)
در یک توضیح بیشتر در رابطه به نقش و رول اساسی سنت در مجموع هم در بعد تشریحی و هم رول تشریعی سنت مطهر رسول الله صلی الله علیه و سلم باید گفت که تشریح و تشریع از وظایف عمده و اساسی پیامبر صلی الله علیه و سلم به حیث نمونه و پیشوا است همانطور که تعلیم دادن کتاب ، یاد دادن حکمت و تزکیه کردن ، قضاوت ، فرمانروائی از وظایف پیامبری و رسالت است.
آنچه با اسناد صحیح توضیحی یا تعریفی در مورد اصطلاحی بخصوصی ثابت شده باشد و یا در عرصۀ تشریع و قانون گزاری در سنت مطهر رسول الله صلی الله علیه وسلم در زندگی عملی ثابت شدهاند قوام و ثبات مفهومی قرآنکریم را ارائه میدهند.
در نهایت انکار از نقش و رول اساسی سنت مطهر رسول الله صلی الله علیه وسلم انسجام تفکر دینی را مختل میسازد و این انکار یک انحراف واضح و آشکار است.
آنچه واضح و آشکار است این است انکار سنت و احادیث مطهر رسول الله صلی الله علیه وسلم قوام معنائی قرآنکریم را برهم میزند و ذهن فاعل شناسائی یا تأویلگزار را بر متعلق شناسائی که همان متن معتبر (قرآنکریم ) است ، مسلط میسازد و فهم دلبخواه و بالرأی را شکل می دهد.
بر اساس هوای نفس تغییرات و ترامیم انحرافی شکل میگیرند که بر انکار سنت مطهر رسول الله صلی الله علیه وسلم ابتناء دارند و این یک انحراف واضح و آشکار مترادف به سوء فهم و انکار قرآنکریم است.
اگر منکرین حدیث تواتر و اسناد صحیح الروایه را که اساس انتقال اصطلاحات وحیانی اسلامی و مفاهیم دینی اسلامی است ، رد میکنند و آنرا قبول ندارند ، پس دلیلی برای پذیرفتن قرآن کریم و ایمان به آن هم وجود ندارد زیرا نمیتوان فهم را تنها از واژهها بدست آورد به این مفهوم که تنها اعتماد به لغات نمیتواند ضامن یک فهم ایدهآل در رابطه با متون معتبر دینی باشد و دلایل درستی این ادعا را میتوان در هرمنیوتیکHermeneutik فلسفی یافت.
مفهوم نماز و روزه هر معنی که در لغت داشته باشند ، دارند ، اما در دین مبین اسلام آن معانی شان قابل اعتبار است که شارع ( الله تعالی و پیامبر صلی الله علیه وسلم ) معانی آنها را وضاحت دادهاند و متعین کرده اند.
در راستای اهمیتی که سنت مطهر رسول الله صلی الله علیه و سلم دارد ،ترکیز بر آثار صحابه رضوان الله علیهم اجمعین نیز از لازمه های فهم متون معتبر اسلامی (قرآنکریم و احادیث مطهر رسول الله صلی الله علیه و سلم ) محسوب میشوند و اهمیت شان آشکار و واضح است.
آثاری که بر سنت مطهر رسول الله ابتناء دارند قابل اعتماد اند و در به فهم رسانیدن تعلیمات وحیانی نقش اساسی خود را دارند.
یعنی از طریق این آثار مبارک است که به درجات فهم واضح میرسیم و در زدوده شدن ابهامات تفسیری کمک بسزای می کنند.
استناد بر شأن نزول نیز وضاحت فهم را ممکن میسازد و مراد از شأن نزول در یک برهۀ زمانی و در یک مکان حالت و کیفیتی از مردمی است که کلام آن حالت و کیفیت مردم را بیان میدارد و بازتاب میدهد.
این خود سورههای مبارکۀ قرآنکریم هستند که شأن نزول رابازتاب میدهند و بیان میدارند.
با در نظر داشت روایت ها که حاکی از ایناند که برخی آیههای مبارکه در رابطه با فلان فلان واقعات نازل شدهاند به این مفهوم میتوان آنرا فهم کرد که در زمان نزول آن سوره مبارکه آن واقعات در زندگی در جریان بوده اند.
علامه سیوطی رحمه الله علیه میفرماید : ( زر کشی رحمه الله علیه در برهان میفرماید که صحابه و تابعین رضی الله عنهم عادت عام برین دارند که میفرمایند که فلان آیۀ مبارکه بر فلان موضوع نازل شده است برداشت و فهم مطلب چنین بوده است که آن آیۀ مبارکه بر آن حکم مشتمل است ، آن اینگونه نبوده است که بعینیه آن مورد سبب نزول آن آیۀ مبارکه شده است ، این گویا برآن حکم استدلال از آن آیۀ مبارکه است ، مقصود نقل واقعه نیست.
شأن نزول یک همزمانی واضح را بین جریان امر واقع و نزول یک آیۀ مبارکه متعلق به یک سورۀ مبارکه نشان میدهد به این مفهوم که در همزمانی اندیشیدن به رابطۀ علی و معلولی عبث و نابکار است.