نشانه‌های وحی در تمدن یونان باستان

بسم الله الرحمن الرحیم

نشانه‌های وحی در تمدن یونان باستان

نویسنده : عبدالبصیر صهیب صدیقی

تاریخ انتشار: 12.12.2025

این جستار در فهم معرفت دینی اسلامی از اهمیت بسزای برخوردار است زیرا تمدن یونان باستان در حلقات ناقد اندیشه و تفکر دینی اسلامی و حلقات دین ستیز خیلی برجسته گی های دارد و این برجستگی ها به این دلیل است که این‌ها به این اندیشۀ نادرست و کاملاً نادرست پافشاری دارند که گویا زیاد تر افکار دینی در تمدن یونان باستان ریشه دارند و از آنجا برگرفته شده‌اند و به نام اندیشه و تفکر دینی ترویج شده‌اند و این ذهنیت را به ساحت دین مبین اسلام نیز تعمیم میدهند.

این جستار با در نظر داشت فاکت های تاریخی عهده دار اثبات نادرستی ادعای دین ستیزان و تعمیم یافتگی ذهنیت شان در ساحت دین مبین اسلام در رابطه به خاستگاه تعالیم وحیانی از تمدن یونان باستان است.

یکی از محور های اصلی این جستار این است که به اثبات می‌رساند که اساس فکری تمدن یونان باستان بر تعلیمات وحیانی ابتناء دارد.

یعنی به این مفهوم که تمدن یونان باستان در بستر تاریخ زایشی و تولدی دارد که در گهوارۀ رشد از افکار و اندیشه‌های وحیانی تغذیه شده است.

برای اثبات اینکه اساس تمدن یونان باستان را افکار و اندیشه‌های وحیانی تشکیل میدهند لازم است

در این رابطه اولین چیزی که باید به آن توجه شود عبارت از فرهنگ (تمدن ) است.

در ترکیز بر فرهنگ و تمدن یونان باستان بر اساس فاکت های تاریخی دریافته می‌شود که عناصر و عوامل فرهنگ و تمدن یونان باستان هزاران سال قبل در سرزمین های مجاور بوجود آمدند که از طرقی به یونان باستان رسیده اند.

تمدن در مصر باستان آغاز شد و حوزۀ دوم تمدن بین النهرین یا میزوپوتامی Mesopotamia با مرکزیت شهر باستانی بابِل است.

از این دوحوزه بعد ها تمدن و فرهنگ به دیگر سرزمین ها گسترش یافت.

هنر خط حدود 4000 سال قبل از میلاد در مصر بوجود آمد. بعد از آن در بین النهرین هنر خط نویسی خود را تثبیت کرد.

حدود 1800 قبل از میلاد مصر توسط یک قوم سامی به نام Hyksos فتح شد که دوقرن در مصر حکومت کردند.

در زمان حاکمیت و سلطۀ این قوم بر مصر است که داستان و واقعۀ تاریخی نبوت یوسف (علیه‌السلام) رخ میدهد و یوسف (علیه‌السلام) در مصر صاحب اقتدار در زمان حاکمیت هیکسوس ها Hyksos ها می‌شود یعنی اینکه مشعل فروزان تعلیمات وحیانی با نبوت یوسف (علیه‌السلام) در مصر روشن و تابان است و شعاع هایش به سرزمین های دیگر می‌رسد تا روشنی بخش زندگی انسان باشد.

در بابِل مرکز تمدن بین النهرین سومری ها حکومت داشتند که اصل و اساس آن‌ها مبهم است و بعد ها سومری ها توسط اقوام سامی تعویض شدند و مشهور ترین شاهان این قوم بنام بخت نصر Nebukadnezar است که بر یروشلم حمله برد هیکل سلیمانی را ویران کرد یهودان را به اسارت برد و تعداد زیاد یهودان را اسیر در بابِل نگهداشت که از اثرات این حادثه تلمود (روایات شفاهی ) نبوت و رسالت در بنی اسرائیل به دوگونه خود را در تاریخ تثبیت کرد که عبارتند از:

1 ـ «حلقه» متعلق به کسانی از بنی اسرائیلی ها که در فلسطین و یروشلم باقی ماندند.

2 ـ «هگاوه» متعلق به اسیران بنی اسرائیلی در بابل.

کوروش کبیر ( ذالقرنین ) بابِل را فتح کرد و بخت نصر را شکست داد ، بنی اسرائیلی های اسیر شده در بابِل را از اسارت نجات داد ، هیکل سلیمانی را از سر نو تعمیر کرد.

قابل ذکر و شایان توجه است که دورۀ برنز تا 1000 قبل از میلاد به پایان می‌رسد و عصر استفاده از آهن شروع می‌شود و این زمان در تقارن خیلی با زمان داوود (علیه‌السلام) است که از آهن در صنعت دفاعی استفاد کرد و صنعت آهن را ترویج کرد.

و این همان زمانی است که استفاده از آهن توسط داوود (علیه‌السلام) ذکر بلیغ در قرآنکریم دارد.

ظهور استفادۀ آهن در زندگی انسان‌ها، احتیاج به آهن را بازگو می‌کند و سرزمین های که آهن نداشتند خواستند تا از راه تجارت این نقیصه را تکمیل و جبران کنند و از اینجا بود که تجارت بحری شکل می‌گیرد و این تجارت به دست مردم جزیرۀ کرت Creta Island or Kreta-Insel بود.

در جزیرۀ کرتCreta Island یک فرهنگ وجود داشت که بنام فرهنگ مینوئی یا Minoan یاد شده است که بسیار پیشرفته بود.

فرهنگ مینوئی خصوصیت یک فرهنگ دریائی را دارا بود و از این جهت است که بسیار رابطۀ نزدیک با مصر باستان داشت بخصوص در هنر و برخی عقاید دینی و مذهبی.

رابطۀ نزدیک و بسیار قریب جزیرۀ کرتCreta Island و مصر باستان بر تجارت و مناسبات تجارتی ابتناء داشت و این رابطه یک رابطۀ شگوفا و پررونق بود.

روابط تجارتی شگوفا بین مصر و کرتCreta Island وجود داشت و این تجارت که بدست کرتی ها انجام می‌شد در 1500 قبل از میلاد به اوج شگوفائی خود رسید.

اعتقادات دینی مردم جزیرۀ کرت Creta Island قرابت ها و خویشاوندی های مشابه و نزدیک با اعتقادات دینی در سوریه و آسیای صغیر را ثبت تاریخ ساخته اند.

اثرات هنر مروج در مصر باستان بر هنر مردم جزیرۀ کرت Creta Island نمایان و آشکار است زیرا هنر مردم جزیرۀ کرتCreta Island شهباهت ها و مماثلت های زیادی با هنر مصر باستان دارد با این فرق که هنرمردم جزیرۀ کرت Creta Island نسبت به هنر مصر باستان اصالت دارد و نشاط آور است.

فرهنگ و تمدن مردم جزیرۀ کرت Creta Island در تاریخ آدرس مشخصی را نشان میدهد و این آدرس کاخ و قصر مینوس Minos در شهر کنوسوس Knossos است.

از لحاظ اعتقادی ، اعتقاد مردم جزیرۀ کرت Creta Island امتزاج بین توحید و شرک است.

کرتی ها باورمند به یک خدا و یا خدایان بیشتری بودند که آن‌ها را پرستش می کردند.

در عرصۀ اعتقاد شرکی آشکار ترین و برجسته‌ترین خدای که کرتی ها می پرستیدند « بانوی جانوران » Herrin Tiere یا الهۀ شکار است که ممکن است آرتمیس Artmis به آن برمی گردد.

این الهه که نمایندۀ اعتقاد شرکی است یک فرزند نیز به آن اختصاص داده شده است که پسر جوان او خدای نر است.

برجسته‌ ترین اعتقاد مردم جزیرۀ کرت Creta Island اعتقاد به زندگی بعد از مرگ یا رستاخیز است که خیلی برجستگی دارد یعنی پاداش دهی به زندگی دنیائی در سیستم قضاوت بعد از مرگ است که به کار های نیک و بد پاداش داده می شود.

این مورد که در اصل یک اعتقاد اصلی در رابطه با اعتقاد توحیدی است. در یک بعد دیگر در گسست از اعتقاد توحیدی ، مماثلت و مشابهت ها با اعتقاد مردم مصر باستان دارد. پاداش دهی بعد از مرگ در مصرباستان در یک انحراف و تحریف با اوزیرویس مرتبط شده است.

فرهنگ مردم جزیرۀ کرتCreta Island یک فرهنگ شاد بود یعنی فرهنگ مینوئی Minoan culture یک فرهنگ شاد و نشاط آور را در تاریخ به ثبت رسانیده اند و یک نمای دیگر این فرهنگ این است که این مردم در فاصله های دور و دور تر از سحر و جادو قرار داشتند و با افسردگی پهلو نمی‌زدند و در یک نمای دیگری از زندگی مردم جزیرۀ کرتCreta Island به فهم می‌رسد که این مردم ، مردم صلح دوست بودند که از زندگی بدون قلعه های نظامی و برج و بارو ها به فهم می‌رسد در حالیکه برای دفاع از خود قوۀ بحری بهره داشتند.

قبل از اینکه فرهنگ مینوئی Minoan culture به اختتام خود برسد و پایان یابد در 1600 قبل از میلاد به سرزمین یونان باستان رسید و خود را گسترانید.

با پشت سرگذراندن مراحل تدریجی تغییر این فرهنگ مینوئی تا سال 900 قبل از میلاد خود را حفظ کرد.

با در نظرداشت تغییرات تدریجی فرهنگ مینوئی در سرزمین یونان تمدنی را که اساس گذاشت بنام تمدن و فرهنگ میسنه ئی یا Mykanische Landkultur یاد شد. برجستگی های این فرهنگ مسنه ئی مقابر شاهان و قلعه ها بر فراز تپه ها است. و این قلعه ها بر فراز تپه ها تحرکات و فعالیت‌های نظامی را نشان میدهند یعنی اینکه نشانی از فعالیت‌های دفاعی و جنگی هستند.

هومر تصاویر این فرهنگ را در اشعارش بازتاب میدهد و زوایای این فرهنگ را در برابر دید قرار میدهد.

شایان توجه است تاریخ باز هم از انکشافی حرف و حدیث دارد که زادگاهش جامعۀ یونان باستان نیست بلکه در مناسبات اجتماعی و اقتصادی سیاسی سرزمین مجاور تحقق پذیرفته است.

این انکشاف ترویج سکه است که توسط خاندان مدیجی در 700 قبل از میلاد ضرب زده شد و سیستم تبادله را در داد و ستد بر اساس سکه تنظیم کرد.

تبادلۀ سکه نشئت گرفته از سرزمین لیدی است.

در بارۀ مردم میسنه شک و شکوک زیادی وجود دارد که آیا به زبان یونانی صحبت می‌کردند و یا خود نژاد قدیمی تر از سرزمین یونان بود و این ابهامی است که تاریخ در رابطه با آن سکوت دارد.

برخی چنان فکر می‌کنند که دین و دینداری در یونان باستان در رابطه با خدایان المپ و نظام شرکی المپ مطرح است که چنین نیست ، زیرا در سیستم شرکی المپ صفت خالقیت وجود ندارد و هم چنان در سیستم شرکی المپ اخلاق مفقود است و در این سیستم شرکی قهرمانی است که اساس فتح سرزمین هاست یعنی خدایان المپ به عنوان فاتحین در اعتقاد مردم یونان باستان جاباز کرده‌اند و با پهن بودن سفرۀ رنگین شان و حاصل از یغماگری ها ، مصروف عیش و نوش هستند.

دینداری و مذهب مربوط به باکوسBacchus یا دینوسیوسDionysius و اورفئوس Orpheus است.

باکوسBacchus که خدای شراب و نشه کردن یاد شد.

پرستش باکوسBacchus نوعی تصوف را به فهم می‌رساند که بر فلسفه تأثیر فروان را نشان میدهد.

در اندیشۀ دینی مرتبط به باکوس Bacchus این برجسته گی دارد که دوری از عقلانیت یعنی حزم و احتیاط یا دور اندیشی است یعنی اینکه رهائی یافتن از این نشان های عقلی در زندگی است که یک نوع آزادی بی قید و بند را تحقق می‌بخشد.

یکی از چیز های نشئه آورکه استفاده عام در مراسم باکوسBacchus داشت الکهول بود که از نشئه آن به خلسه می‌رفتند و در نتیجه خود را رها از حزم و احتیاط و دور اندیشی می‌دانستند واحساس می کردند.

دینوسیوس Dionysuis باکوس Bacchus در‌واقع مربوط تراس می‌شود و زیاد در رابطه با حاصلات مطرح بود ، اعتقاد برین بود که پرستش باکوسBacchus حاصلات را ازدیاد می بخشد.

معلوم نیست که باکوسBacchus شکل یک انسان را داشت و یا هم یک گاونر را دارا بود ، ابهام در این مورد نیز بر سکوت تاریخ ابتناء دارد.

در یکی از مراسم مربوط به باکوسBacchus زنان و دختران جوان تمام شب‌ها، در تپه ها با رقص برهنه می‌گذراندند.

حیوانات وحشی را تکه‌تکه می‌کردند و از گوشت آن‌ها می خوردند.

در این بی قیدی و آزادی مفرط در دوری از حزم و احتیاط و دور اندیشی ، تاریخ شاهد بربریت و وحشی گری های مراسم باکوس است.

در نهایت پرستش دینوسیوسDionysius یا با کوسBacchus بیرون شدن از حزم و دور اندیشی است و پرداختن به شور وشوق جسمانی یا فزیکی است،به این معنی که جذبه است و جذبه.

رسم آئین باکوسBacchus در شکل اصلی‌اش وحشیانه و زننده بود.

در شکل لطیف و اخلاقی که رابطه‌های اعتقاد توحیدی را به فهم می‌رساند ، این آئین بر فلسفۀ یونان باستان تأثیر گذاشت و تصویر تمدن یونان باستان را همین تأثیر ارائه میدهد و به تصویر می کشد و بدون در نظر داشت آن قابل شناخت نیست.

این لطافت اخلاقی ، توحیدی در نوع اعتقاد دینی، به یک شخصیت مصلح بنام اورفئوسOrpheus انتساب داده شده است .

در این گونۀ لطیف اخلاقی توحیدی (اعتقاد دینی ) جای مستی روحانی یا فزیکی را نوعی ریاضت گرفته است.

با این اهمیت لطافت اخلاقی توحیدی باز هم ارفئوس Orpheus سیمای جالب و جذاب و از نگاهی مبهم است که سکوت تاریخ این ابهام را افاده می کند.

برخی بر این باور اند که اورفئوسOrpheus یک شخصیت واقعی و اثر گذارو مصلح یعنی اصلاح گر بود.

برخی اورفئوسOrpheus را خدا یا یک صورت خیالی می‌دانند و معرفی می کنند.

در این تصویر از برخی جهات واضح و آشکار و از برخی جهات مبهم یا به عنوان یک شخصیت و یا به عنوان یک مفهوم اخلاقی و حقوقی یک واقعیت تاریخی است.Creta Island

مهم این است بدانیم که اورفئوسOrpheus از کرت Creta Island سرچشمه دارد یعنی زادگاه و مأمن اش جزیرۀ کرت Creta Island است.

این هم از لحاظ تاریخی تثبیت شده است که اکثر و بیشتر تعلیمات اورفئوسیOrpheus سر چشمه در مصرباستان دارد و نشئت گرفته از مصر باستان است.

حال این همان نکتۀ است که مدنظراست تا اثبات شود که راه ورد تعلیمات وحیانی به یونان باستان از چه طریق است.

در این دریافته های تاریخی امر مسلم این است که تعلیمات اورفئوسیOrpheus از طریق جزیرۀ کرت Creta Island به یونان باستان رسیده است.

در یک جمع‌بندی گسترده به وضاحت قابل فهم است که تعلیمات وحیانی از مصر باستان و سوریه از طریق جزیرۀ کرت Creta Island توسط اورفئوس Orpheus به یونان باستان رسید.

در یک اظهار تاریخی دیگر اورفئوسOrpheus با اصلاح گری هایش و تعلیمات اخلاقی اش مورد قهر و خشم زنان خدمتگار پرستشگاه باکوسBacchus قرار می گیرد، اورا پاره پاره کردند.

برخی از تعلیمات اورفئوس :

  • دوگانگی روح و جسم dualism in existence .

  • اعتقاد به بقای روح.

  • اعتقاد به رستاخیز belive in Resurrection.

  • تزکیه (تعلیمات اخلاقی ).

  • استقلالیت کلیت اخلاقی ( عالی ترین خوبی فضیلت است که عوامل خارجی نمی‌تواند انسان را از فضیلت دور کند ).

  • تعریف و معنای پرهیزیا Parrhesia و عرصه های تحت نفوذ مفهوم پرهیزیا(تکلف و وظیفه ، فصاحت و بلاغت ، سیاست ، فلسفه ، ادبیات تراژیدی ).

  • تناسخ Reincarnation.

  • تقلیل یافتگی اهمیت موسیقی.

در این تعلیمات مختصر بین همه موارد یک انسجام و یک همگونی وجود دارد که عدم تضاد و تناقض را نشان میدهند و این خود بخود تبارزی را به فهم می رسانند که در زمینۀ اعتقاد توحیدی به هم بافته و به هم تنیده شده‌اند و از جانب دیگر تناسخ با موارد دیگر متضاد استبخصوص در تناقض آشکار با زندگی بعد از مرگ یعنی رستاخیز قرار دارد زیرا تناسخ در همین دنیا است و سلسلۀ است که عرصه اش همین دنیا است ، در حالیکه زندگی بعد از مرگ عبور از زندگی دنیائی است.

پس تناسخ در تعلیمات اورفئوس یک تحریف آشکار تعلیمات اورفئوسی است.

تعلیمات اورفئوسی تمام تفکر فلسفی ، اخلاقی و حقوقی ، ادبیات را تحت شعاع قرار میدهد.

اخلاق سقراط ریشه در همین تعلیمات اورفئوس دارد ، فلسفۀ افلاطون از این تعلیمالت تغذیه شده است که قبل ازآن فیثاغورث پر آن را برکلاه دانشش زده و در اخلاق نیکوماخوس ازسطو تبارز آشکار دارد.در یک نگاه دقیق تعلیمات وحیانی در یونان باستان در بعضی موارد صریح و در پارۀ موارد مبهم و در جاهای هم انحراف را نشان میدهند و به هر صورت تاریخ تمدن یونان باستان از این موارد پر است.

عبدالبصیر صهیب صدیقی